پاپ بندیکت اجداد خود را به یاد نداشت
یا نمیخواست به یاد آورد؟

پاپ، بنديكت شانزدهم، در روز سهشنبه 21شهريور 1385در محلّ
دانشگاه راتيسبونا در شهر رگنزبورگ آلمان، طى يك سخنرانى از قبل
تهيه شده، اسلام را به دورى از تعقّل و توسل به خشونت متهم كرد و
متقابلا مسيحيت را، دينى مسالمتجو و عقلگرا و تصميمات آن را
منطبق با عقل يونانى دانست.

(( با ارائه مستندات تاریخی قضاوت را به عهده شما میگذارم:))

هنگامى كه مسلمانان، بيتالمقدس را فتح كردند اصرار به ورود
مسالمتآميز به آن شهر داشتند و از هرگونه خونريزى منع شده
بودند. كليساها و كنيسهها را به هزينه حكومت اسلامى تعمير
كردند و پيروان مذاهب مختلف مسيحى و يهودى را در اعمال مذهبى
خود آزاد گذاشتند.

و اما بر خورد مسیحیان

نيروهاى صليبى 1099 بيتالمقدس را اشغال كردند و رفتارشان
در اين شهر درست خلاف رفتار مسلمين بود. كشيش شهر لوپوى،
مىنويسد: «....سرها بود كه از تن جدا مىشد ...: برخى را شكم
مىدريدند، آنان از ترس شكنجه، ناچار خود را از بالاى ديوار به
بيرون پرتاب مىكردند. در ميان كوچهها و ميدانهاى بيتالمقدس جز
تلهايى از سرها و دست و پاى بريده مسلمانان چيزى ديده نمىشد و
راه عبور تنها از روى كشتههاى ايشان بود

جنگهای صلیبی و جنایات مسیحی

كتابهاى تاريخنگاران مسيحى خود دليل روشنى بر وحشيگريها
است داستان شهر مارات، كه روبرت راهب، خود شاهد آن بوده :
« ...اينان كودكان و جوانان و پيران را مىكشتند و آنها را قطعهقطعه
مىكردند و اساسا هيچ انسانى را زنده نمىگذاشتند و براى اينكه
زودتر مردم را بكشند هر چند تن را با يك ريسمان به دار مىآويختند.
برخورد مسیحیان با علم وتعقل

مخالفت تاريخى واتيكان با طرح علوم عقلى غير از آنچه كه در كتاب
عهدين آمده آن قدر آشكار است كه انكار آن همچون انكار خورشيد
است. دادگاههاى تفتيش عقايد در اوج قدرت كليساى كاتوليك كه از
جمله معروفترين انها دادگاهی بود که گالیله را به دلیل یک ابراز
عقیده علمی محاکمه میکرد ان چنان رسوا ومتضح است که نیازی
به ذکر مستندات تاریخی ندارد

برخورد مسیحیان با پیروان دیگر ادیان

شوراي آوينيون (1209)، به تلافي آداب طهارت يهوديان، مقرر داشت
كه «يهوديان و فواحش» (دقت کنید یک یهودی حتی اگر در دین خود
مومن بود با یک فاح.ش.ه مساوی قرار داده شده)حق لمس كردن نان و
ميوهاي كه براي فروش عرضه ميشود را ندارند؛ اين شورابه مؤمنان
مسيحي اخطار نمود آنها(یهودیان) را نجس دانسته، از حشر و نشر
با آنان دوري جويند.
((در 1222 كشيشي را به علت گرويدن به دين يهود و ازدواج با يك
زن يهودي زنده زنده در آتش سوزانيدند))
در جریان این جنگها در شپاير زني را با چوب و فلك شكنجه دادند تا به
پذيرفتن مسيحيت وادارش كنند.

شمشیر وسیله برخورد با ارائ مخالف
سن لويي به پيروان خود اندرز داد كه با قوم يهود دربارة دين سخن به ميان
نياورند. وي به ژوئنويل گفت:وقتي شخص عامي بشنود كه شخصی دربارة
آيين مسيح سخن ناروا ميگويد، نبايد با زبان به جانبداري برخيزد، بلكه بايد
دست به شمشير زند و تا آنجا كه امكان دارد تيغ خود را در شكم آن شخص
فرو برد.»
تاریخ تمدن ویل دورانت ، ج 4 ( عصر ایمان ) فصل 16 ( یهودیان قرون وسطی